تبليغاتX
لحظاتی برای تنهایی

لحظاتی برای تنهایی

 تنها تر از من انگار کسی نیست  

 هوا گرفته هم نفسی نیست

تنها تر از من, از من خاموش   

  من شکسته من فراموش

اون که میخواستم ازم جدا شد

 تو مه پشت پنجره رها شد

نه ... نه سرپناهی

ستاره ای نیست تو این سیاهی

پنجره بازه رو به خیابون   

چشای خیسم خیره به بارون

دلم گرفته مثله همیشه  

 اره دل تنها آروم نمیشه

پنجره بازه به روی بارون

ثانیه های من پریشون

دلم گرفته مثل همیشه  

بی تو دل تنها آروم نمیشه

تنها تر از من انگار کسی نیست  

 هوا گرفته هم نفسی نیست

تنها تر از من که نا امیدم

 که از تموم دنیا بریدم

نه حال موندن  نه پای رفتن

 منو غریبی منو شکستن

 نه ... نه سرپناهی 

ستاره ای نیست تو این سیاهی

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 18:34 توسط روتویلر |


خیلی وقت ننوشتم . یه کم سخته کیبوردم و خاک گرفته.

راستش دیگه حوصله نوشتن ندارم انگشتام حوصله تایپ ندارن.مخم باهام راه نمیاد هی خاکی میزنه منم مثل پدر مادری که بچشون سر به راه نمیشه میگن بزار بره هر چی میخواد سرش بیاد (بیخیالش) بهش گفتم توهم حق زندگی داری برو . برو شاید یه بدن بهتر گیرت بیاد که لیاقت همچین مخ متفکری رو داشته باشه .اما کو گوش شنوا؟.

انقدر واسه خاطر  ما لایی رد نکن به خداما ورق باز خوبی نیستیم همش برگای آس رو رو میکنم همش تابلو زیرو رو میکشم انقدر تابلو که بعضی وقتی به روم نمیارن چون میدونن با همه لای کشی ها باز دستو ازم میگیرن و شرتو می بازم چون میدونن که هیچوقت دست ششمم هفت نمیشه که یه نفس راحت بکشم و خیالم راحت باشه که یه دست گرفتم اما همیشه تو استرس و حول دست ششم میمونم که مباد ببازم اما اخرش میبازم.

همیشه با داشتن استرس نداشتنت لذت داشتنتو نچشیدم بزار این چند وقت رو با لذت داشتنت زندگی کنم.

چی میخواستم بنویسم و به کجا رسیدم


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 10:29 توسط روتویلر |


باز

 آرامش طوفان زده غرب

مرا میخواند

که ضیافت اینجاست

چشم ها رو به تلاطم باز است

موجها

میخوانند

 زوزه باد رسید

ساحلی  پیدا نیست

مرگ آغوش کشید

وقت رستاخیز است

یک ستاره پیدا

و رهایی ، نزدیک

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 14:17 توسط روتویلر |


اگر ماه مبارک رمضان ضيافت خداوند است پس چرا اتمام آن را يعني عيد فطر را جشن مي گيريم.

پاسخ:

ماه رمضان ماه ضيافت الله است و بعد از اتمام آن روز اول شوال روز عيد فطر است . اما فلسفه عيد فطر به جهت کسب فضائل و پاداش است که مومنان در اين ماه به جهت طاعت و عبادت کسب کردند آنها يک ماه، مهمان سفره کرم الهي بودند و حالا نتيجه اين مهماني را درک مي کنند لذا اين روز، روز عيد و سرور است اما براي کساني که توانسته­اند از فيوضات اين ماه بهره مند شود و در تکامل روحي خويش گام هايي برداشته­اند ولي از دست دادن ضيافت الهي واقعا" ناراحتي دارد لذا در روايات وارد شده که از ماه رمضان در روزهاي آخر آن ، وداع کنيد و توفيق درک روزه سال بعد را از خداوند بخواهيد. براي نمونه حديثي نقل مي کنيم که مرحوم حر آملي در وسائل الشيعه در باب وداع صوم آورده است: رسول الله به جابر در وداع از رمضان اين دعا را تعليم دادند: «اللهم لاتجعله آخر العهد من صيامي ايا فان جعلته فاجعلني مرحوما" ولاتجعلني محروما"؛ خدايا اين ماه را آخرين ماه رمضان من قرار مده و اگر آخرين ماه من است پس مرا ببخش و مرا از رحمت خويش محروم مگردان».

استشمام عطر عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجودتان.

"عید تان مبارک"

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 11:27 توسط روتویلر |


 

تابستان لُخت شده است و لبخند می زند. پوست داغش را نسيم صبح دريا با بوی عطر پاييز می نوازد و در رويای لمس لبانِ کمرنگش مست می شود. هاله ی اندام ظريف پاييز از دور پيداست : با کمر باريکش آرام آرام به سمت بستر تابستان نزديک می شود. قبل از ظهر پاهاي کشيده اش را زير کمر تابستان حلقه می کند، و سينه هاي جوانش را به انگشتان بی شرمش می سپارد. رقص اندام برهنه شان آفتاب بعدازظهر را گرم می کند،و تابستان درست قبل از غروب مکث می کند و به نهايتِ زندگی می رسد. پاييز ملافه ی تاريکِ ستاره دارش را روی پيکر آرام تابستان می کشد و به افق بازمی گردد، تا صبح فردا دوباره او را با عشوه هايش اغوا کند.روزها می گذرد، و فصلی جديد متولد می شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 15:30 توسط روتویلر |


یک تخته سنگ بزرگ

یک چاه

یک چاله...

سرم به سنگ خورد

از چاله به چاه افتادم

همه ی ماشینها از جاده ها رفتند

و هنوز من  در همانجا بوی بنزین میبلعم..

همین دورو برها انگار بی دلیل باران میبارید

و من خسته تر از بند کفشهایم شعر های به هم ریخته ام

 را  لمس میکنم

سرم به سنگ خورد

افسوس  که در دلواپسی فردا پرسه میزنم

که چاه از قطره های باران پر نشود..

که من ستاره ی*** چاهی شوم...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 18:46 توسط روتویلر |


میدونم یه وقتای دلت برام تنگ میشه تو خیابونو نگاه میکنی از پشت شیشه اونی که از پشت درختا میگذره شاید منم که دارم تنهای با یاد تو پرسه میزنم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 17:41 توسط روتویلر |


چیز ها دیدم در روی زمین:

کودکی دیدم،ماه را بو میکرد.

قفسی بی در دیدم که در آن،روشنی پرپر میزد.

نردبانی دیدم که از آن عشق می رفت به بام ملکوت.

من زنی را دیدم،نور را درهاون می کوبید.

ظهر در سفره آنان نان بود،سبزی دوری شبنم بود،

                                                 کاسه داغ محبت بود.

من گدایی دیدم،در به در می رفت آواز چکاوک می خواست

و سپوری که به پوسته خربزه می برد نماز.

 

بره ای را دیدم، بادبادک می خورد

من الاغی دیدم، یونجه را می فهمید

در چراگاه نصیحت، گاوی دیدم سبز

 

شاعری دیدم هنگام خطاب ،به گل یاسمن می گفت: شما

 

من کتابی دیدم،واژه هایش همه از جنس بلور

کاغذی دیدم از جنس بهار.

موزه ای دیدم ،دور از سبزه

مسجدی دور از آب

سر بالین فقیهی نومید،کوزه ای دیدم لبریز سؤال

...

من قطاری دیدم، روشنایی می برد.

من قطاری دیدم،فقه می برد و چه سنگین می رفت.

من قطاری دیدم،که سیلست می برد و چه خالی می رفت.

من قطاری دیدم،تخم نیلوفر وآواز قناری می برد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 13:19 توسط روتویلر |


زير خروش و جنبش ظاهر

زير شتاب روز و شب موج

در خلوت زنندة عمق خليج دور

آنجا كه نور و ظلمت، آرام خفته اند

درهم، ولي گريخته از هم،

آنجا كه راه بسته به فانوس دار روز،

آنجا كه سايه مي خورد از ظلمتش به روي

رؤياي رنگ دختر درياي دور را

آنجا كبود خفته

نه غمگين نه شادمان . . .

بي انتهاي رنگ دو چشم كبود تو

وقتي كه مات مي بردت، با سكوت خويش

خاموش و پر خروش

چون حمله هاي موج بر ساحل، به گوش كر،

آنجا كه نور و ظلمت داده به پشت پشت

آشوب مي كند!

اي شرم!

اي كبود!

تنها براي مردمك چشم هاي اوست

گر مي پرستمت.

خاموش وار خفتة اين مردم كبود

در نغمة فسونگر جنجال چشم تو

نت هاي بي شتاب سكوتست.

يا آنكه ناگهان در يك سونات گرم

بعد از شلوغ و همهمة هر چه ساز و سنج

بر شستي پيانو

تكضربه هاي نرم.

اين رنگ خواب دار

در والس هاي پرهيجان دو چشم تو

نوت هاي ترد و نرم سكوت است.

اين ساكت كبود، جنون من است و من

تنها براي مردمك چشم هاي تو

سنگين نرم خفتة عمق خليج را

بت وار مي پرستم . . .

اي شرم!

اي كبود!

تنها براي مردمك چشم هاي اوست 

   گر مي پرستمت

  

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:42 توسط روتویلر |



اتاقم پر شده از کارت پستالهایی که یا بوی عید میدن

یا بوی ایران.

یک عید دیگر و من هنوز گیج و سردرگم  بودن و نبودن.

 و متحیر از اینکه ، چرا این سالها دیگر عید معنای محبت قدیم را برایم تداعی نمی کند؟

در تمام مهمانیها و گردشها و لباس نو خریدن ها دنبال معصومیت از دست رفته ای می گردم

که گویا مدتهاست آنرا گم کرده ایم ،

اصلا امروز با دیروز ( يكشنبه 25 اسفند )

چه فرقی داره؟!!

 نمی دانم چرا کسی به آن اعتراف نمی کند؟!!!!!

در تمام عیدی گرفتن ها و شیرینی خوردن ها و رو بوسی های بی انتها ، دنبال عمق و مفهوم و لذتی میگردم که مطمئن هستم قبلا وجود داشت ، اما حالا نیست.

امسال اعتصاب کردم. دنبال مفهوم جدیدی می گردم که گویا آشنای قدیمم بود.


دنبال گم شده ای فراتر از تمام نگاههای سطحی روزانه ام به زندگی.....

شاید هم تمام اینها اضطراب سال نو و تحولات جدید است.

بگذریم.  

  سال خوبی داشته باشید پر از مفاهیم جدید و به دور از تکرار همیشگی هایتان.

پیروز و سربلند هر جا که هستید.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 13:56 توسط روتویلر |


تازگی: تکرار تلخ کهنه ها
عشق: تنها مانده بین دشنه ها
دل: مثال جام خالی از شراب
چشم: حیران مانده در آب و سراب
گل: سر آغاز خط پژمردگی
شوق: جای خالی افسردگی
زندگی: ویرانه ای از ساختن
بر صلیب روز و شب جان باختن
کاش میشد عاشقی از سر گرفت
راه سوی مقصدی دیگرل گرفت
در نگاه خسته، شب را دار زد
با زبان مردمکها جار زد


بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
BAHAR20


آرشیو مطالب

هفته اوّل آبان 1388

هفته چهارم مهر 1388

هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم مرداد 1384


لینک دوستان

ازادی
مجنون زمان
موزیک
رودخانه نقرهای
تنهاترینم من تنها نزار منو
عشق من عاشقم باش
همسفر
رها
طـــراح قـــالــب
*احساسی ترین نوشته ها*
کد نوحه برای وبلاگ
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
free cod music Weblog
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید بلاگفا


فالنامه

FreeCod Fall Hafez





Design by : Bahar20


border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
JavaScript Codes


کلکسیون کدهای جاوا